تبليغاتX
باز تعریف

باز تعریف

نوشته هایی بی امید پول!

گفتن، هر گفتنی، باز تعریف خود است برای خود و نوشتن، هر نوشتنی، بازتعریف خود است برای دیگری.

فرض کنید کسی که از سلایق غذایی من خبر ندارد میپرسد:"راستی تو قرمه سبزی دوست داری" من مورد پرسش قرار گرفته است، و باید خود را تعریف کند، مثلا من جواب میدهم :"آره! حیلی" این پیش و بیش از آنکه جوابی باشد به پرسش دیگری از من، پاسخی است به سوال ذهنی خودم از خودم. من در واقع بی آنکه در لحظات پیش از این سوال  در معرض قرار گرفته ام ، پس از سوال خود را بر سر یک دوراهی میبینیم: "من به عنوان کسی که قرمه سبزی دوست دارم و من به عنوان کسی که قرمه سبزی دوست ندارم" پیش از آنکه به سوال دیگری جواب بدهم، باید یکی از این دو راه را انتخاب کنم و در واقع خود را برای خود تعریف کند.

سالهاست که من نمیتوانم خود را در برابر یک سوال به شیوه ای ثابت بازتعریف کنم، از من بپرسید :خربزه دوست داری؟ گاهی می گویم بله گاهی میگویم نه!

اما نوشتن ماجرای دیگری دارد....

اما لینک:

مجموعه ی انیمیشنهای کوتاه بوتزتو

و

مجله ی بین المللی مطالعات بودریار

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1384ساعت 1:19  توسط حسین شیخ  | 
Balatarin Donbaleh

آدم است دیگر، گاهی تصمیم میگیرد، بعد دوباره منصرف میشود، بعد دوباره تصمیم میگیرد و دوباره ...

برای صدمین بار تصمیم گرفتم دوباره بلاگم! بی اینکه بدانم چرا! انگار اگر از این موهبت الهی استفاده نکنم کفران نعمت است.

ولی قطعا دیگر مطول و خسته کننده نخواهد بود، احتمالا هر شب در حد یک پاراگراف و به همراه چند تا لینک...

فعلا....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1384ساعت 23:49  توسط حسین شیخ  | 
Balatarin Donbaleh