تبليغاتX
باز تعریف

باز تعریف

نوشته هایی بی امید پول!

(سلام، نتوانستم بنویسم راستش. امروز داشتم داکیومنت هام رو مرتب میکردم به مقاله ای رسیدم که پنج شش ماه پیش نوشته بودم برای دوست عزیز مسعود احمدوندکه در سالنامه ی همشهری کار شود. که نشد. حدس میزنم که دیگر هم کار نشود. گفتم حیف است گذاشتم اینجا که هم بدقولی نکرده باشم. هم از نظرات شما استفاده کنم. مقاله نسبتا طولانی است اگر روی ادامه ی مطلب در  پایین پست کلیک کنیدُ متن کامل را میتوانید بخوانید. منتظر نظراتتون هستم. یا حق!)

انقلابی تر ازانقلاب

نگاهی به انگاره‌ی ”انقلاب سوم” در دیدگاه جریان پیروز انتخابات سوم تیر

الف) درآمد:

شانزده آذر 1376، دانشجویان مشتاق، گرد‌آمده‌اند در زمین ورزش سابق و محل برگزاری نماز جمعه‌ی امروز، فضا انباشته است از انرژی خفته، که تنها جرقه‌ای می‌طلبد تا منفجر شود، دختر و پسر، جمع شده‌اند تا برای نخستین بار حضور یک رییس جمهور را در مراسم 16 آذر، به چشم ببینند... دانشجویانی که در پیروزی سید محمد خاتمی، رییس جمهور وقت، خود را سهیم می‌‌دانند و به این پیروزی، تنها به عنوان ”گام اول“ نگاه می‌کنند، راهی که قدم اولش برداشته شده، قرار است، نظام سیاسی ایران را به سمت شفافیت هر چه بیشتر، پاسخگو شدن قدرت و نیز جاری و ساری شدن قانون‌گرایی پیش برد... با حضور رییس جمهور، برای نخستین بار، سوت و کف، جای شعارهای انقلابی را می‌گیرد و رییس جمهور جدید، با لبخند، دانشجویان را به سکوت فرا می‌خواند... شعارهای جدید و باب روز، فاز بعدی است : ”مرگ بر تحجر“، ”مرگ بر انحصار“ ...

و رییس جمهور، رودرروی تندرو ترین قشر هوادارانش، نخستین جمله را می‌گوید: ”با من از مرگ سخن نگویید...” و این آغاز جدال هشت ساله‌ی رییس جمهوری است که به گفته‌ی خود ”نمی‌خواست تحت تاثیر دیگران به مثابه‌ی یک اپوزیسیون رفتار کند” و دانشجویانی که او را به سبب عدول از پیمانهایش ، نکوهش می‌کردند و برایش مضمونها کوک کرده بودند. این هشت سال، به نوعی قصه‌ی نبرد خاتمی با دو سوی یک طیف بود، از یکسو ، تندروانی که او را به سبب تمکینش به قانون جاری جامعه و نیز تلاش برای جلوگیری از ایجاد بحران که گاه تنه به کوتاه آمدن سیاسی می‌زد، و از سوی دیگر، تندروانی از جنسی دیگر، که سعی داشتند ، جلوی پیشرفت آنچه خود خاتمی ”اصلاحات” می‌نامید ، با هر ابزاری که می‌توانند بگیرند...

اما هفت سال و اندی بعد از آن روز پرشور، خوانندگان روزنامه‌های یومیه‌ی تهران، متن پیام رییس جمهوری دیگر را زیر لب با خود تکرار می‌کردند: ” در اين حماسه پرشكوه ودر تحقق آرمان مردم سالاري ديني،ملت ايران حيات و پايندگي خود را براي چندمين بار به اثبات رسانيد امااين آغاز راه است، حق مردم در پي‌گيري اهداف و آرمانهاي دولت خود و نظارت برآن همچنان باقي است ،بالندگي و پيشرفت در سايه نظارت مستمر ونقد آگاهانه ومطالبات بحق ميسر خواهد شد."[1]

 و این آغاز دوره‌ای دیگر بود، آغازی که محمود احمدی نژاد در نخستین پیامی که به عنوان رییس جمهور ایران، خطاب به مردم صادر کرد ، خطوط اصلی پیشرفت را در آن اینگونه مشخص کرد : ” عدالت گستري، مبارزه با فقر و فساد و تبعيض از شعارهاي اصلي است و با پشتيباني ملت تمام سعي خود را در تحقق آرمان عدالتخواهي به كار خواهم بست[2]. ”
وی در آن پیام خود را اینگونه معرفی کرد: ”با افتخار اعلام مي‌كنم من خادم همه ملت ايرانم و دولت من دولت محبت ،مهرباني ورحمت وخدمت و پاسداري از كرامت انساني و حقوق مدني آحاد ملت و براي همه كساني است كه مفتخر به نام مقدس "ايراني "هستند.

اما این تنها پیامی رسمی، ساعاتی بعد از انتخاب محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری بود، وی در طول چند ماه فرصتی که تا تحویل رسمی ریاست جمهوری و تنفیذ حکمش در اختیار داشت سعی کرد خطوط کلی دیگری را از شیوه‌ی کلی‌ای که قرار است دولت وی ، که ”دولت مهروزی” نام نهاده بود، بر اساس آن عمل کند،تصویر کند. مثلا، او که در آن روزها ”رییس جمهور منتخلب ملت” خوانده می‌شد، در سخنانی برای روسای ستادهای تبلیغاتیش اینگونه گفت:” : حضور حماسی مردم آغاز انقلاب سوم است. انقلاب سوم یعنی تحول در نوع مدیریت، تحول در رابطه مدیران با مردم، تحول در حضور، دخالت، نظارت و مشارکت مردم. تحول در نوع دیدگاه مدیران به اسلام  و ...دولت اسلامی، نیروی حزب الله و نسیم رحمت است. انقلاب نقطه مقابل مردم نیست بلکه متعلق به مردم است. روح انقلاب اسلامی روح تحول و هدایت است.”[3]

البته، شعار ”انقلاب سوم” صرفا در این جمع مطرح نشد، و به عنوان یکی از شعارهای محوری رییس جمهور کنونی، پیش از انتخابات نیز، مورد تاکید بود. احمدی نژاد در دیداری با علمای قم ، به عنوان رییس جمهور منتخب، ایران و ملت ایران را ” نیازمند انقلاب سوم با هدف برپایی دولت اسلامی ” [4]دانست و اضافه کرده بود: ” ما نیازمند دولتی هستیم که برنامه و قوانین{ی} را طراحی {کند} که بر اساس اسلام و تفکر اسلامی داشته باشد.”[5] او در نهایت این اشاره را لازم دید که ” انقلاب سوم همانند انقلاب اول ( پیروزی انقلاب‌اسلامی ) و انقلاب دوم ( تسخیر لانه جاسوسی) متکی بر ولایت فقیه است و پاک‌ترین، شجاع‌ترین و مردمی‌ترین نظام عالم را به جهان معرفی می‌کند.“[6] به این ترتیب، محمود احمدی نژاد در همان فرصت کوتاه، توانست یکی از محوری‌ترین رویکردهایش را که رفتن به سمت ”انقلاب سوم“ بود به جامعه معرفی کند و به جامعه و ملت خود آماده باش دهد.

قصد ما از نگارش این یادداشت، بررسی همین ”انقلاب سوم” است، تدقیق در این نکته که اساسا، انقلاب چه معنا و مفهومی دارد و چه فضای ذهنی و جغرافیای اندیشه‌ای به ”انقلاب سوم” امکان وجود می‌دهد. اینکه رییس جمهور، بنا بر چه فرضهایی ، تز ”انقلاب سوم” را ارائه می‌دهند و نیز فضای ذهنی جامعه، چگونه برای پذیرش چنین مفهومی آماده می‌گردد.

ب) سونامی احمدی نژاد:

اما آنچه احمدی نژاد خود ”انقلاب سوم” می‌نامید و در تبلیغاتش از آن با این عنوان یاد می‌کرد،  رویه‌ی دیگری نیز داشت، رویه‌ای که برای نخستین بار، و به دلیل نزدیکی زمانی انتخابات ایران و فاجعه زلزله‌ی دریایی آسیای جنوب شرقی، خبرگزاری رویترز به صورت استعاری به آن ”سونامی احمدی نژاد” نام داد. این اصطلاح، به سرعت در همان زمان انتخابات توسط خبرگزاری‌ها، سایت‌ها و روزنامه‌های تمام جناح‌ها مختلف راه‌یافت، و از آن برای اشاره به استقبال یکباره‌ی آرای مردم، به سمت ”احمدی نژاد”  استفاده می‌شد، آنقدر این ترکیب  گوش و ذهن مخاطبان را خوش آمد، که دو سه روز پس از دور اول انتخابات، جناح مخالف رییس جمهور کنونی، از آن به عنوان حربه‌ای بر علیه ”احمدی نژاد” استفاده کرد و حتی محمد علی ابطحی در سایت خویش به طعنه از آن یاد کرد.

تا اینجا، هیچ چیز چندان عجیب نمی‌نماید، چرا که چنین بازی‌های زورنالیستی و روزنامه‌نگارانه‌ای، در هر جدال سیاسی-اجتماعی، به وفور یافت می‌شود. قضیه آنجا، از روال معمول خارج شد که حتی حامیان رییس جمهور نیز با افتخار از آن یاد کردند و حتی پیش از برگزاری دور دوم انتخابات ، با تاکیدی خاص، از این اصطلاح استفاده نمودند. مثلا چمران، عضو و رییس شورای شهر و یکی از برجسته‌ترین حامیان احمدی نژاد در دو دور انتخابات، دو روز پیش از برگزاری دور دوم انتخابات ریاست جمهوری، در پاسخ به شایعاتی که در آن زمان بر علیه رییس جمهور کنونی رواج یافته بودند،رو  به خبرنگاران از این اصطلاح ساخته‌ی خبرگزاری رویترز، در معنایی جدید استفاده کرد : "اين شايعات را می سازند چون به گفته يکی از دوستان، سونامی احمدی نژاد در راه است."[7] باهنر نیز در گفتگویی که دو روز بعد از انتخابات داشت، از همین اصطلاح، اما در معنای اولیه‌اش یاد کرد.[8] آخرین حضور جدی این اصطلاح، که به نوعی به معنای رسمی شدن آن نیز بود، و شاید باعث شود، بعدها به مثابه‌ی مشخصه‌ی دورانی از تاریخ سیاسی ایران ارزیابی شود، دو بیانیه بود، یکی بیانیه‌ی جمعی از فعالان ستادهای احمدی نژاد و دیگری بیانیه‌ی جمعی از طلاب حوزه‌ی علمیه‌ی قم. هر دو بیانیه، نزدیک به پنج ماه پس از انتخاب رییس جمهور و نیز استقرار وی در مجموعه‌ی حاکمیت صادر شد، در یک عبارت از این اصطلاح استفاده کرده بودند“ ”سونامی احمدی نژاد این‌بار از بیرون مرزها می‌آید.”

به این ترتیب، واضح به نظر می‌رسد  که استفاده از  تز ”انقلاب سوم” و تاکید برآن نه تنها نا‌اندیشیده و حساب نشده و اتفاقی نیست، بلکه مجموعه‌ی مطرح کننده‌ی آن کمابیش بر جنبه‌های ویرانگر ”انقلاب سوم” نیز آگاهند و با رضایت خاطر، از آن یاد می‌کنند...

ادامه ی مطلب



[1] خبرگزاری انتخاب 5/4/1384

[2] همان

[3] خبرگزاری مهر 11/4/84

[4] خبرگزاری مهدویت، 15/4/84

[5] همان

[6] همان

[7] سایت خبری انتخابات، چهارشنبه یک تیر 1384

[8] شریف نیوز، 5/4/1384


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 3:20  توسط حسین شیخ  | 
Balatarin Donbaleh