تبليغاتX
باز تعریف

باز تعریف

نوشته هایی بی امید پول!

 «با تغييراتي که در زندگي همه ما پديد آمده است و با وجود آشفتگي در حال که ناشي از کنده شدن از عالم گذشته و واماندگي از ورود به عالم جديد و ناتواني از آفرينش عالمي ديگر است و به رغم سرگشتگي و بريدگي از ديار و يار، اما از بختياري هنوز نوروز در ميان ما زنده است و احساس «خود بودن» را در ما زنده نگاه مي‌دارد و اميد آنکه اين احساس بيش از پيش مايه تفکر شود تا بتوانيم امروز و فردايمان را با تکيه بر گذشته (و نه رفتن و ماندن در آن) بسازيم تا هم «خود» باشيم سرافراز و پيشرو، و هم انسان زمان خود.»     (تکه ای از پیام سید محمد خاتمی به مناسبت آغاز سال ۱۳۸۶، به نقل از ایسنا)

خاتمی به چه اشاره میکند؟ این احساس کنده شدن از دنیای قدیمی و واماندگی از ورود به دنیای جدید ناشی از چیست؟

۱) به گمان من، احساسی که خاتمی به آن اشاره کرده، احساسی کمابیش جمعی و مشترک بین نخبگان جامعه ایرانی است. با شروع دوره اصلاحات، و به لطف تحلیلهای اساتید جامعه شناس، علی الخصوص جناب آقای دکتر بشیریه، کل تاریخ معاصر ایران، یعنی از مشروطه به اینسو، چونان دوران طولانی گذار از دنیای سنتی به دنیای مدرن تعبیر شد،و هر آنچه در این تاریخ صد ساله ارتجاعی بود، به مثابه واکنش جامعه به هجوم مدرنیته مورد بررسی قرار گرفت. دوره اصلاحات (یا  دوره خاتمی) دوره امید بود، امید به تندتر شدن چرخهای مدرنیته.

۲) جامعه شناسان، از یک منظر حق دارند، از منظر جامعه شناختی، جامعه ایران از حالت سنتی خود خارج شده و به مولفه های مدرنیته نیز هنوز نرسیده است، و به همین دلیل در حال گذار به سمت مدرنیته است. اما آیا سید محمد خاتمی جامعه شناس است؟

۳) آیا اصلاح طلبی کنشی جامعه شناسانه است؟

۴) خاتمی از کجا میداند که ما در حال گذار به آفرینش عالمی تازه هستیم؟ آیا این عالمی که جامعه کنونی ایران در آن زیست میکند، عالمی تازه نیست؟ خاتمی آروزی چه آینده ای برای ایران دارد؟

۵) مدرنیته کدام مشکل ما را حل میکند؟

۶) دو آرزو برای ایران: آفرینش عالمی تازهُ و «خود بودن» و «خود ماندن». و هردو آرزو هم بی معنی!

۷) اصلاح طلبی، حل مشکلات مختلف جامعه به صورت تدریجی و نه انقلابی است. آیا در ذهن داشتن یک عالم جدید و حرکت به سمت آن، اصلاح طلبانه است؟
۸) اینکه بگوییم ممکن است روزگاری ایرانیان «خودشان نباشند» معنی دارد؟

۹) چرا روشنفکران ما انقدر به گزاره های بیمعنی علاقه مندند؟

۱۰) جامعه شناسان میتوانند راجع به مشکلات هویتی یک جامعه حرف بزنند، اما خود افراد آن جامعه چه؟ آیا یک فرد بی هویت، خودش میداند مشکل هویتی دارد؟ آیا یک فوتبالیست، در حین بازی  مشکلات تاکتیکی یک تیم را میفهمد؟ و آیا میتواند در طول بازی این مشکلات را حل کند؟

۱۱) آیا اصلاح طلبان رنسانس اروپایی تصور درستی از آنچه در آینده مدرنیته خوانده شد، داشتند؟

۱۲) خاتمی، یکی از بزرگترین امیدهای اصلاحات است، آنچه این متفکر را دوست داشتنی میکند، روند اندیشه اوست. او، هنوز فکر میکند و این، در روزگاری مثل امروز، حسن بزرگی است.

۱۳) خاتمی آدم ابلهی نیست، اندیشه اش نیز از آن خودش است. اما بازهم در پس ذهنش احساس میکند ایرانیان باید عالمی نو بیافرینند و فکر میکند این اتفاق هنوز رخ نداده است و گمان میکند که اگر این اتفاق بیفتد او از آن باخبر خواهد شد.

۱۴) عالمی نو آفریدن یعنی چه؟

۱۵) مدرن شدن یعنی چه؟ لطفا تعریفهای کلاسیک جامعه شناسی را برای من ردیف نکنید، سعی کنید خودتان را به جای شهروندان اروپایی بگذارید، آنوقت برای من بگویید از کدام لحظه مدرنیته شروع شد؟

۱۶) جامعه شناسی، و هجوم آن به روشنفکری ایرانی،بدترین مصیبت برای هواداران عقلانیت مدرن بوده است. جامعه شناسی، این توهم را به وجود آورده که جامعه خود به خود حرکت میکند و روشنفکران ما احساس میکنند کارشان رصد کردن حرکتهای جامعه است.

۱۷) کاش خاتمی، به عنوان امید بزرگ طرفداران عقلانیت مدرن، آرزوهای عقلانی تری برای آینده ایران داشت.

+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 11:33  توسط حسین شیخ  | 
Balatarin Donbaleh