تبليغاتX
باز تعریف

باز تعریف

نوشته هایی بی امید پول!

جناب آقای دکتر سید محمد خاتمی

اندیشمند و فعال سیاسی محترم و گرانقدر

با سلام و احترام

از آنجا که تا دهمین انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایرانی، بیش از ده ماه باقی نمانده است، و نیز با مشاهده تکرار اتفاقاتی که با کمی تفاوت در سه انتخابات اخیر نیز رخ داده است، اینجانب، نه به واسطه علاقه شخصی ای که به شما یا قاطبه اصلاح طلبان دارم، و نه به واسطه امید به تاثیر و نتیجه بخشی این نامه، بلکه صرفا به خاطر آنکه وظیفه عقلانی خویش را، به عنوان یک کنشگر اجتماعی،و فعالی فرهنگی که منافع شخصی و اجتماعی خود را با تسلط عقل خودمختار بر جامعه ایرانی پیوند خورده میبیند، لازم دیدم به این شیوه، نکاتی را به اطلاع شما برسانم، و امید کور و کمسویی داشته باشم که در تصمیم گیریهای خود به نکات ذیل نیز توجه کرده و با اشراف بر وضعیت واقعی امروز ما، تصمیم نهایی خود را برای شیوه مشارکت در انتخابات آینده اتخاذ کنید:

۱) حتما خودتان نیز مطلعید که در این دوران سه ساله حاکمیت اصولگرایان، که یک سر طیف آنان را رییس جمهور نمایندگی میکند و سر دیگر را رییس مجلس،شاهد فجایعی در کشور بودیم که زندگی را در ایران عزیز به مراتب دشوار تر کرده است. شاید بزرگترین فاجعه، همین قطعی متناوب برق باشد، که به جد با دورنمایی که سند چشم انداز و گفتار و کردار طراحان حاکمیت، تصویر میکنند تضاد دارد. اما این واقعیت نباید شما را به این توهم رهنمون شود که مردم، پس از تجربه این ناکامی های بزرگ، تصور خواهند کرد کلید حل مشکلات کشور، راهیابی دوباره همان هیئت حاکمه دولت پیشین، با همان اندیشه ها  به مسند قدرت است. مردم ما، این تجربه هولناک و دردآور را ارزان نخواهند فروخت، و حاضر به عقبگرد و بازگشت به دوران اصلاحات نخستین نیستند. به عبارت دیگر، دست کم به گمان حقیر، برنده انتخابات آینده، کسی نیست که ایده ای ارتجاعی داشته باشد و به بازگشت گذشته وعده دهد. اگر قرار بر بازگشت خرد محوری بر مسند قدرت است، باید فاز دوم اصلاحات، به صورت مشخص و واضح برای مردم تعریف شود، و طرح نویی درانداخته شود که متناسب با جامعه ای طراحی شده باشد که تجربه حاکمیت رییس جمهور فعلی را اندوخته است.

۲) بخواهیم یا نخواهیم، و بخواهند یا نخواهند، دانشجویان و دانشگاهیان، نقش موثر و مهمی در حرکتهای اجتماعی دارند، قهر دانشگاه با اصلاح طلبی، هر علتی که داشته باشد، بیگمان به معنای دور شدن اصلاح طلبان از خرد مدرن و آکادمیک خواهد بود. اگر اصلاح طلبی در جامعه ایران وجود داشته باشد، بیگمان این اصلاح طلبی باید مدافع خرد نو و مدرن باشد. متاسفانه، پیوندهای گروه اصلاح طلبان با خرد مدرن، ضعیفتر از همیشه به نظر میرسد. و این خطرناک ترین نقطه ضعف اصلاح طلبی امروز ایران است. بازگشت دوباره اصلاح طلبان،و شخص شما، به گفتار خردمندانه، و به رسمیت شناختن طبقه واسطی که گفتار شما را برای توده ترجمه کند، نخستین قدم به سمت موفقیت در انتخابات آینده است.

۳) این درست است که تضاد واضح و کنتراست مشخصی که میان شخصیت، گفتار و رفتار شما و رییس جمهور فعلی وجود دارد هر شاهد بیطرفی را به لبخند وامیدارد و خود به خوبی نشاندهنده تفاوت اصلاح طلبان و اصولگرایان است، اما این بدان معنا نیست که شما به واسطه منشتان، همیشه مورد تایید ملت باشید. تمایل شما به سمت کسانی که به وضوح کنش و رفتاری ضدخردمندانه دارندُ گرچه شاید موضع سیاسی شما را تقویت کند، اما در نهایت به تضعیف مشروعیت و نفوذ شما و گروهتان در نیروهای جوان و خردگرایی خواهد انجامید که مدافعان اصلی منش اصلاح طلبی در ایران هستند. من، به عنوان یک وبلاگ نویس کوچک، و نیز قلم به دست خرده پا، از شما میخواهم که کارنامه خردورزی در ایران را با تمایل به سمت نیروهایی که با عقلانیت سر ستیز دارند، از نام خود محروم نکنید.

۴) علی رغم احترامی که برای شما قایلم، باید صراحتا بگویم مسئله کشور ما، و جوانان ما، و دانشگاهیان ما، به هیچوجه این نیست که آیا شما به عرصه انتخابات وارد میشوید یا نه. اساسا بخش بزرگی از طیفی که برای موفقیت اصلاح طلبی هزینه دادند، نه به اسامی و چهره ها، بلکه به اندیشه ها و جریانها، حساس هستند و دل میبندند. این بازی "آمدن/نیامدن" شما، تنها به سود دشمنانتان است. چرا که هم من و هم شما و هم اکثریت مردم، میدانیم که کسی را یارای رد صلاحیت چهره محبوبی مثل سید محمد خاتمی نیست. اگر از شکست میترسید، به وضوح و به سرعت نیامدن خود را اعلام کنید، اگرهم میخواهید خود را باز برای ریاست جمهوری نامزد کنید، این تاخیر فقط فرصت ما و امثال ما را، که شاید بخواهیم برای شما دست به تبلیغ بزنیم و تحریمیانی را که برای تحریم هرگونه انتخاباتی در جمهوری اسلامی ایران کمر همت بسته اند، به ریختن برگه رای ترغیب کنیم، کم میکند و لا غیر.

۵) اگر قرار است سید محمد خاتمی، یا کسی شبیه او، باز رییس جمهور ایران اسلامی شود، باید تکلیف خود را با مسایلی که پیش رو خواهد داشت مشخص کند، مسایلی از قبیل نسبت خود و نهادهای قانونی کشور، اعم از منتخب یا منصوب، نگاهش به طیف های مختلفی که به او دل بسته اند و رای داده اند و ...

۶) و در نهایت اینکه، به جد بیم آن میرود که سناریوی مجلس هفتم، دولت نهم و مجلس هشتم باز تکرار شود، بازهم در دو هفته مانده به انتخابات، تازه نامزدهای اصلاح طلبان، آنهم در گروههایی چندگانه و گاه متضاد معرفی شوند، و بدون آنکه اندک نشانه ای از همدلی میان اصلاح طلبان، که میتوان آنها را بازوی سیاسی خردگرایان مدرن و عقل محوران ایرانی دانست، به نظر نمیرسد.و اگر این اتفاق بیفتد، باز روزگار همان خواهد بود که اکنون هست، و باز برای شما توهین و تمسخر رقبای سیاسیتان میماند و برای ما حسرت روزهای خوش و تلخی که با شما، و منش دلپسند و گاه توجیه ناپذیرتان داشته ایم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 19:16  توسط حسین شیخ  | 
Balatarin Donbaleh