تبليغاتX
باز تعریف - خاتمی فرد نیست، خاتمی یک نماد است. (در پاسخ به یک پست وبلاگی)

باز تعریف

نوشته هایی بی امید پول!

"بنده مطلقا و تحت هیچ عنوانی از اصلاح‌طلبان حمایت نمی‌کنم. مهرم حلال جانم آزاد. برای تک‌تک حضرات و آقایان و خانم‌ها هم احترام قائل هستم اما حاضر نیستم دور بزنم تا یک بار دیگر همان مسیر ده یازده سال پیش را بروم. البته هرکس که بخواهد آزاد است و می‌تواند در انتخابات به شخص آقای خاتمی یا هرکه صلاح بداند رای بدهد.

هرکدام از دوستان عزیز و محترم که تمایل داشت در این زمینه بحث کنیم قدمش بر روی چشم من. برای شروع گفتگو هم دوستان طرفدار آقای خاتمی (اگر البته گذارشان به اینجا می‌افتد و قابل می‌دانند) لطفا توضیح بدهند که «قرار است با انتخاب آقای خاتمی مملکت به کجا برسد و چه تغییراتی در آن روی بدهد؟»."

این بخشی از پستی است که یکی از وبلاگنویسان (که با عرض شرمندگی نامش را هم نمیدانم) در وبلاگش گذاشته است، و من چون بسیار به گفتگو علاقه مندم، فقط خواستم به دعوتش جواب دهم، و دست کم از نگاه خودم بگویم چرا اکنون باید از خاتمی و حضورش دفاع کرد، و در صورت حضور او در انتخابات به او رای داد. البته در این پست، به خاطر وسیع بودن بحث، صرفا یک استدلال در دفاع از حمایت خاتمی را مطرح میکنم و باقی باشد بعد از آغاز بحث، و سنجش میزان مفید فایده بودن بحث:

 همانطور که میدانید، عرصه سیاست امروز بیش از آنکه عرصه ی واقعیت ها و "بود" ها باشد، عرصه "نمایش" ها و "نمود"هاست. به عبارت دیگر به جای آنکه آنچه واقعا رخ داده است مورد توجه قرار گیرد، آنچه که از یک رخداد "نموده" میشود مهم است. بگذارید یک مثال بزنم: همه ما میدانیم در انتخابات دولت نهم، مردم اگر هم به احمدی نژاد رای دادند (که خود محل اشکال است)، نه به خاطر وجهه حزب اللهی او، بلکه به خاطر رادیکالیسم او بود. اما در نهایت نتیجه چه بود؟ پیروزی احدی نژاد به مثابه پیروزی اصولگرایان تلقی شد، و بازگشت مردم از اصلاح طلبی. اگرچه تحریمیان ،که تاثیر فراوانی بر پیروزی او داشتند، نیز در واقعیت وجود داشتند، اما عملا از عرصه سیاست و تحلیل سیاسی حذف شدند. با این مثال خواستم بگویم برای اتخاذ یک موضع سیاسی، باید به این نکته توجه داشت که کنش اتخاذ شده، چگونه تفسیر میشود، و چگونه از سوی تحلیلگران اجتماعی برای آن معنا ساخته میشود. خاتمی، فارغ از تمام ویژگیهای خوب و بد شخصیش، نماد چیست؟ مگر غیر از اینست که خاتمی در داخل و خارج نماد عقلانیت معتدل، و جریان معتدل اصلاح طلب (نه به معنای سیاسی بلکه به معنای موسع آن) است؟ مگر غیر از اینست که خاتمی برای تحلیلگران و تصمیم سازان بین المللی و داخلی، برجسته ترین نمود و نماینده عقلانیت در ایران شمرده میشود؟ حال رویگردانی ما از او، اگرچه ممکن است به هزار دلیل موجه و مشروع باشد، ار سوی توده و تحلیلگران به معنای رویگردانی ما از اصلاح طلبی معتدل تلقی خواهد شد و به تضعیف عقلانیت، آکادمی، و مدرنیته در ایران خواهد انجامید.

بنابراین برنده شدن  خاتمی و تیمش در انتخابات هر چقدر هم که بی تاثیر باشد، که نیست، در نهایت به تقویت عقلانیت در ایران خواهد انجامیدو این خود مهمترین دلیل است که در این ترکتازی بی خردی و بی عقلی در ایران، دست کم همه ما عقل مداران، که به خرد مدرن علاقه مندیم و از آن پیروی میکنیم، برای کمک به تقویت آن در ایران از حضور خاتمی در انتخابات حمایت کنیم و در خود انتخابات نیز به او رای دهیم.

این دلیل اول از هزار و یک دلیل.... :دی

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 22:16  توسط حسین شیخ  | 
Balatarin Donbaleh