تبليغاتX
باز تعریف - جناب آقای مهندس موسوی، شما مسئولید!

باز تعریف

نوشته هایی بی امید پول!

جناب آقای مهندس موسوی

سلام علیکم

امروز اگرچه شاید آغاز یک مرحله جدید در زندگی سیاسی شما باشد، شاید لبخند بر لبانتان نشسته باشد و در فکر مبارزه سختی باشید که در ماههای آینده پیش روی خود دارید، ولی برای ما و خیل عظیمی از جوانان و فعالان سیاسی که بدون چشمداشت در این چند ماه برای کشاندن سید محمد خاتمی به عرصه انتخابات تلاش کرده اند، روز سخت و تلخی است.

من نمیدانم پیروزی بر سید محمد خاتمی چه لذتی میتواند داشته باشد، نمیتوانم تصور کنم از اینکه اکنون دیگر نگران خیل عظیم استقبال کنندگان از خاتمی نباید باشید و با خیال راحت تنها به این می اندیشید که سید اصلاحات تا چه حد میتواند بر سبد آرایتان بیفزاید و چند در صد از علاقه مندان خود را قانع کند که به شما رای بدهند، چه احساسی دارید، اما در مورد احساس خودم در مورد شما، و تیم انتخاباتیتان کاملا روشن و واضح است.

شما و تیم همراهتان مسئول ناامیدی اکثریت قابل توجهی از هواداران اصلاح طلبی هستید. برای آنکه به احساسی بودن متهم نشوم، سعی میکنم این حرف خود را به جند دلیل مستدل کنم:

۱. امروز که به آن جلسه کذایی پیش از اعلام کاندیداتوری خاتمی می اندیشم، نمیتوانم باور کنم که شما نمیدانسته اید که در انتخابات حاضر خواهید شد، یعنی در آن یکی دو هفته میان اعلام کاندیداتوری خاتمی تا بیانیه اعلام حضور شما بود که ناگهان تشخیص دادید در انتخابات باید کاندیدا شوید؟ در این میان یا شما با ما روراست نیستید یا خاتمی. خاتمی که با اعلام عدم حضور و به جان خریدن تمام آنچه پس از این به تصریح و تلویح به او خواهند گفت، صداقت خود را نشان داد، اما شما چه؟

۲. همه کسانی که دست اندرکار انتخابات دهم هستند، از فعالیت منسوبین به شما در این چند مدت آگاهند، آیا خبر ندارید که آقای خاتمی هرگونه اظهار نظر منفی نسبت به شما را در ستاد خود ممنوع اعلام کرده بود؟ آیا شما نمیتوانستید از اینهمه فشار رسانه ای تیم منسوب به شما در این مدت جلوگیری کنید؟ آیا این خبرسازی ها و فشارها با اخلاق اسلامی که دربیانیه تان به کرات به آن اشاره کرده اید همخوان است؟

۳. کمتر کسی است که نداند یا شما باید کناره گیری میکردید یا جناب خاتمی! سکوت رندانه شما در این مقطع، از هر زهری گزنده تر، و از هر سمی کشنده تر بود. آیا تا این حد به ریاست جمهوری دل بسته اید که حتی اظهار نظری تعارف آمیز را هم در وصول به آن خطرناک میدانستید؟ آیا رسم همراهی و همقدمی اینست که از یکسو خاتمی، با همه اقبالی که به او شد و دیدیم و دیدید، در هر فرصت به رسم ارادت و رفاقت سخنی در وصف شما بگوید و شما، دلبسته به تکنیکهای انتخاباتی تکراری، و توسل به ادبیات و روشهای رقیب ظاهریتان که اکنون در کسوت ریاست قد علم کرده، از هر اظهار نظری بپرهیزید؟

۴. پیروزی خاتمی امید یک ملت بود، و نه  یک جریان و حزب و گروه، این را دست کم شما باید خوب بدانید، که اگر این را هم به نظرتان نرسانده باشند، بیش از دو دهه از واقعیتهای اجتماعی دور هستید، اگر امروز دیگر امیدی به خلق یک دوم خرداد دیگر وجود ندارد، اگر امروز همه ما در ته دل میدانیم که انتخابات آینده را به رقیب کوردل و خردستیزمان باخته ایم، مسئول مستقیم این اتفاق شما هستید، شما که نمیدانم به کدام دلیل ندانسته نگذاشتید خاتمی بماند و پیروز شود.

و در پایان اینکه شما از خاتمی عبور نکردید، خاتمی بزرگترین برنده این مقطع از تاریخ بود که نشان داد تا چه حد به اخلاق متعهد است و تا کجا حاضر است به نفع اخلاق و اصلاحات از خود و آبرویش بگذرد. شما از ما، تک تک ما، که در انتخابات آینده به رایمان احتیاج دارید عبور کرده اید.

حتی خاتمی هم نمیتواند ما به رای دادن به نفع کسی که آرزوی ما را زیر پاهای خود له کرد قانع کند! حتی خاتمی هم نمیتواند ما را قانع کند که شما، فقط به خاطر اصلاحات و آینده مملکت ترجیح داده اید خود باقی بمانید و خاتمی از این صحنه کناره بگیرد.

دوست دارم سخنان شما را بشنوم! و ببینم تا چه حد در برابر این موج ناامیدی و شکست که در ما ایجاد کرده اید احساس مسئولیت خواهید کرد. 

آیا شما هم تا این حد به اخلاق متعهد خواهید بود که خودتان شخصا از سید محمد خاتمی برای حضور دوباره در عرصه انتخابات دعوت کنید؟

آیا این شجاعت را خواهید داشت که نتایج نظرسنجی در اردیبهشت ماه را بپذیرید و اگر خاتمی از شما محبوبتر بود به نفع او کناره گیری کنید؟

بعید میدانم جوابتان به این پرسشها مثبت باشد!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 3:25  توسط حسین شیخ  | 
Balatarin Donbaleh