چند نکته ی ساده که نمیدانم به درد چه کسی می خورد:
۱) امروز، بعد از گذشت نزدیک به یک سال و نیم از روی کار آمدن دولت نهم، همه میدانند که یک جای کار این دولت میلنگد...اما نمیدانند مشکل کار کجاست... اگر بخواهم بهتر بگویم در حال حاضر مردم مشغول انتخاب بین دو گزینه هستند، یک گزینه تمایل به در پیش گرفتن تئوری جاودانی "نمیذارن کار کنه..." است ...گزینه ی دوم هم در عبارت "بلد نیست کار کنه..." خلاصه می شود.
۲) در این میان گروههای رقیب دولت فعلی، همچنان به وظیفه ی خود، یعنی گوشزد کردن انتقادات و بیان اشتباهات دولت مشغولند و عمیقا موقعیت خود را بیش از پیش در خطر میبینند....
۳) اما فضای کلی جامعه، به کلی عوض شده است، محور هایی مثل توجه به اقلیت ها، زنان، حوزه های تخصصی و آکادمیک، کاملا نادیده گرفته می شوند و گروههای مخالف دولت نهم، درست مثل مخالفان دولت هشتم به نق زدن، آمار های شگفت انگیز رو کردن، انجام فعالیت های مطبوعاتی و اینترنتی و .... روی آورده اند، جبهه ی دموکراسی خواهی، به فراموشی سپرده شده و حتی نیروهای آکادمیکی مثل دکتر سروش و محسن کدیور به تدریج تبدیل به نیروهای مطبوعاتی می شوند.
۴) به گمان من، اگر وضع به همین ترتیب پیش رود، چشم انداز روبرو چندان امیدوار کننده نخواهد بود، نیروهای سیاسی جناح اصلاح طلب، کمابیش در نقش مطبوعات عمل میکنند و نیروهای مطبوعاتی نقش راننده تاکسی ها را بر عهده گرفته اند. نقشی که خالی مانده است نقش معنا سازی است... کسی باید برای مردم توضیح دهد دقیقا اشکال کار دولت نهم چیست.
۵) دیسیپلین یا نظم! فقدان این عامل در هر دو جناح واضح است، جناح اول با بی نظمیش در حال سراندن جامعه به یک سراشیبی است و جناح دوم در حال کندن گور خودش.
۶) سخت است به اصلاح طلبان بزرگوار بقبولانی این جامعه همان جامعه ی ۷۶ و ۸۰ یا حتی ۸۴ است، این بزرگواران یادشان رفته که اقلیت ها هنوز وجود دارند... احساس میکنند راز پیروزی سیاسی پیروی از تاکتیک های جریان پیروز است و از همه اسفناک تر اینکه اطلاح طلبان عزیز، به گمان من تفسیر درستی از پیروزی رقبا در انتخابات گذشته ندارند.
۷) به نطقهای گذشته و کنونی آقای رییس جمهور نگاه کنید...از او رادیکال تر کیست؟ آیا اصلاح طلب تر از محمود احمدی نژاد سراغ دارید؟ چرا از مردم انتظار دارید فرق شما و احمدی نژاد را بفهمند؟ آیا تا به حال برایشان از مبانی فکری خودتان صحبت کرده اید؟ آیا جز دکتر معین و جبهه ی مشارکت - که با تمام سازماندهی و تبلیغات ضعیفشان چهار ملیون رای از ملت ایران هدیه گرفتند- هیچکدام از شما اهمیت دموکراسی، آزادی، و از همه مهمتر سازماندی و دیسیپلین مدرن را به مردم گوشزد کرده اید؟
۸) ایده پنجاه هزارتومانی آقای کروبی چقدر با ایده ی سفرهای استانی یا سر سفره آوردن نفت تفاوت دارد؟ اصلا تفاوت دارد؟
۹) ائتلاف چیز خوبی است...ولی نه با همه! و نه وقتی که با طرف ائتلاف اختلاف مبنایی داری!
۱۰) اگر جبهه ی مشارکت و حزب کارگزاران سازندگی با آبادگران (طیف رییس جمهور) ائتلاف کند، چقدر به سبد رای هایش اضافه میشود؟
۱۱) هول کرده اید...ترسیده اید... شاید حق داشته باشید... ولی آدم ترسیده نمی تواند ( و نباید) تصمیم گیری کند.
۱۲) دکتر سید محمد خاتمی، علی رغم دینی که به جامعه ی ایران، به خاطر ضعف در اجرای وظایف ریاست جمهوری، دارد (ضعفی که رییس جمهور کنونی به هیچ وجه ندارد و حالا کم کم دارد نقاط قوتش را به مردم ایران نشان میدهد)، به نظر نگارنده بهترین کنشگر مجموعه ی اصلاح طلبان از زمان انتخابات نهم تا کنون بوده است... او تقریبا تنها کسی است که در این مدت به معنا سازی توجه خاصی کرده و به دور از هیاهوهای مطبوعاتی دوستانش مثل همیشه به آنچه فکر میکند درست است عمل میکند...
۱۳) باقی اصلاح طلبان اما...هیچ نمیکنند و حتی جرئت عبدی را هم ندارند که به بی عملی خود اعتراف کنند و این مرا ،علی رغم علاقه ام به اصلاح طلبان، آزار میدهد.
۱۴) نگارنده توجه خوانندگان خود را به تیم قالیباف و همراهانش معطوف می کند، آیا تصور اینکه دو سال و نیم بعد آقای احمدی نژاد اعلام کند به علت محدودیت ها قادر به اجرای برنامه هایش نیست و از انتخابات دهم ریاست جمهوری کناره گیری کند و قالیباف به عنوان تنها کاندیدای ریاست جمهوری اقتدارطلبان قد علم کند، تصور دور از ذهنی است؟
۱۵) و بالاخره آیا جریان پیروز انتخابات نهم، از این غوغای مطبوعاتی بر علیهش ناخشنود است؟
۱۶) فاین تذهبون........ یا به قول اون رفیق افغانیمون "چه کار میکنی؟"
پی نوشت:
قصد توهین به کسی را نداشتم...از افرادی مثل مراد فرهاد پور و ... چشم پوشی کردم به خاطر کمبود حوصله! و از همه مهمتر اینکه فعالیت های نیروهای آکادمیک (مثل نامه ی پنجاه اقتصاد دان)هم گذشتم چون چندان مورد حمایت احزاب قرار نگرفت

