۲) دیشب که مشغول وبگردی بودم، دیدم چند وبلاگ نویس متمایل به مدرنیته و عقلانیت مدرن، راجع به ضرورت شرکت در انتخابات صحبت کرده اند. یکی نوشته بود من هنوز اصلا نمیدانم چرا انتخابات شورای شهر مهم است، دیگری اضافه کرده بود که این انتخابات، انتخاباتی شهری و در حوزه ی مسایل غیر سیاسی است و بنابراین چندان اهمیتی برای جناح های سیاسی ندارد (عادت به حفط لینک ندارم و گرنه مستقیما لینک میدادم.). برای من جالب بود که کسی واقعا انتخابات شوراها را، همان چیزی که بدون توجه به حواشی و زمینه هست بداند یعنی معتقد باشد که انتخابات شوراها واقعا فقط در حوزه ی مدیریت شهری تاثیر گذار است و اهمیت دیگری ندارد و بعد بنشیند پیش خودش فکر کند که خوب حالا اگر مسائل شهری برای ما مهم نیست پس ضرورت چندانی هم برای مشارکت در این انتخابات متوجه ما نیست.
۳) خیلی وقت ها، خیلی از افعال و اعمالی که از ما صادر می شود، بیش و پیش از آنکه حامل معنای صریح و سرراست ما باشد، حامل معانی ای ضمنی و مستتر است. مثلا فرض کنید در حالیکه در ایستگاه مترو ایستاده اید و منتظر رسیدن قطارید، بغل دستیتان سیگار روشن کند، این کار او صرفا برخاسته از نیازش به نیکوتین است اما آنچه شما از این حرکت برداشت میکنید، بی اعتنایی یا در حالتی خوشبینانه، جهل او نسبت به قوانین مصوب جامعه و نیز هنجارهای رفتاری است. به این ترتیب است که خیلی وقت ها، حتی اگر نیکوتین خون آدمهای سیگاری به صفر هم برسد باز هم در ایستگاه مترو سیگار روشن نمیکنند، چرا که میدانند این کار برخاسته از نیاز طبیعی بدنشان، در واقع چنان معانی ضمنی دردسرسازی دارد که عطایش را به لقایش میبخشند.
۴) امروز تقریبا جامعه ی ایران، در بین دو تمایل اصلی گرفتار آمده است،من یکسو را "عوام گرایی رمانتیک" می نامم و سوی دیگر را "عقل گرایی نابالغ". عوام گرایی رمانتیک ، که در دو سوی جناح های حاکم هم حضور دارد، امروز روز در هر دو جناح کمابیش مدعی حکومت است، از یکسو قوه ی مجریه را در دست گرفته و از سوی دیگر مدعی حقانیت است. این نوع گرایش، با پشت کردن به تمام اصول و مراتب آکادمیک معتقد است که ما با رعایت برخی اصول اخلاقی انسانی، و پشت سر گذاشتن تمام قواعد به ظاهر علمی که بیشتر صادره از جهان غرب هستند و بیش از آنکه به ما کمک کنند بر دست و پایمان غل و زنجیر می بندند، میتوانیم با رعایت اصول اخلاقی، کار سخت و شبانه روزی، رساندن مستقیم پول نفت به مردم و جوانان، مشکلات کشور را حل کنیم. این نوع تفکر در حوزه ی شهری هم دو نماد مشخص و بارز دارد: دوربرگدان های مشهور و پروژه ی منوریل.
۵) چهاراه ها ترافیک میشود؟ خب! راه حل ساده است: چهارراه را از بین میبریم به جایش دوربرگردان میزنیم! خیابان ها شلوغ است؟ خب آسمان را هم تبدیل میکنیم به خط آهن! هر چقدر پولش باشد عیب ندارد، شکر خدا پول نفت که هست!!! این چکیده و نماد یک استدلال مبتنی بر عوام گرایی رمانتیک است.
۶) در اینسو عقل گرایی نابالغ، هشت سال پیش در حالیکه به ادعای خود سید محمد خاتمی، هنوز برای در دست گرفتن حکومت آماده نبود، به سر کار آمد. عقل گرایی را بدین جهت به عنوان لقب این طیف انتخاب کردم که اینان اصول کار خود را همیشه بر تئوری های از پیش آماده و امتحان گذرانده (از توسعه ی خمره ای گرفته تا گذار جوامع توسعه نیافته به مدرنیتع) قرار داده اند و کمابیش همیشه نیز بر نیزوهای آکادمیک و دانشگاهی تکیه کرده اند. اما نابالغ بودن این طیف از این جهت است که اینان متاسفانه در طول هشت سال حکمفرمایی از یکسو به علت شناخت نا دقیق نسبت به پتانسیل بوروکراتیک نیروهای محافظه کار در ایران و نیز به علت نهادینه نشدن خرد مدرن در خودشان، هم باعث به وجود آمدن تنش در ساختار حکومتی و هم باعث به وجود آمدن چند دستگی و شقاق در بین خودشان شدند. و به این ترتیب و با کمک این دو نیرو (قدرت بوروکراتیک دشمنان و نیز واگرایی میان گروهی) از حاکمیت اخراج شدند.
۷) اما اکنون باز انتخابات دیگری آغاز میشود و اینبار هر دو گروه با شفافیت تمام و با اتکا به تمام دستاویزهای خود وارد میدان شدند. کاندیدای نمونه وار جناح عوام گرایان رمانتیک کسی جز پروین احمدی نژاد نیست (تو خود حدیث مفصل بخوان...) و شاید کاندیدای نمونه وار جناح عقل گرایان نابالغ هم کسی جز محمد علی نجفی نباشد.
۸) انتخابات شوراها نبردی سرنوشت ساز میان این دو جناح است که هیچ ربط مشخصی هم به مدیریت شهری ندارد. نتیجه ی انتخابات هرچه باشد، یکی از این دو گروه قدرت بیشتری میابد و مهر تایید دیگری از دولت به معنای state میگیرد.
۹) سه واکنش میتوان داشت: میتوان به عوام گرایان رای داد یا به عقل گرایان یا به هیچکدام. هرکدام از این تصمیم ها را میتوان گرفت، اما نمیتوان به بهانه ی بی اهمیت بودن، در انتخابات شرکت نکرد. میتوان مثل انتخابات نهم ریاست جمهوری سخن از فعالیت خاموش گفت و کار را به نیروهای خارجی محول کرد. میتوان نابالغ بودن نیروهای عقل گرا را مسخره کرد و به بهانه کودکانگی ذهنیت نیروهای جواب سلامشان را نداد و در روز انتخابت به وی.او.ای گوش کرد و یا با تلویزیون هخا سرگرم شد. ام نمیتوان این انتخابات را به یک انتخابات کوچک و بی اهمیت تقلیل داد. برعکس این انتخابت بار نمادین بسیار بالایی دارد و نمیتوان نسبت به آن بی تفاوت بود.
۱۰)بدیهی است که انتخاب من، عقل گرایان نابالغ است. میخواستم لیست ۵۰ نفره شان را بگذارم. دیدم سیدآبادی در هنوز گذاشته، منصرف شدم. به هر حال من هم همین امروز و فردا ۱۵ نفر از این ۵۰ نفر را انتخاب میکنم و به آنها رای میدهم. حتی اگر بازهم در شورای شهر دعوا راه بیفتد و خون و خونریزی شود، بهتر از آنست که نیروهای عوام گرا دوباره پیروز شوند و ۳۰۰ میلیارد ۳۰۰ میلیارد هزینه ی فاقد سند بتراشند.
۱۱) راستی همین نظرخواهی از مردم برای انتخاب ۱۵ از پنجاه، نشانه ی رشد نمیتواند باشد؟