تبليغاتX
باز تعریف - درباره ی فوتبال و شوراها

باز تعریف

نوشته هایی بی امید پول!

۱) بعد از اتفاقی که برای فوتبالمان افتاد، نمیدانم آقایان علی آبادی و کیومرث هاشمی چه توجیهی برای باقی ماندن بر سر مسئولیتهایشان پیدا میکنند.

۲) این اتفاق، تعلیق فوتبال ایران، نخستین واکنش جدی جهان در برابر روشهای جدید ایران بود، که اتفاقا در یکی از غیر سیاسی ترین حوزه ها هم اتفاق افتاد...

۳) گفته بودم یک جریان گرایش بر عوام گرایی رمانتیک دارد،به نظر شما اخراج آقای دادکان از فدراسیون فوتبال، دقیقا وسط بازیهای جام جهانی، یعنی همین اتفاقی که این بلا را سر فوتبال ایران آورده ، بر این دو مورد (عوام گرایی و رمانتیسیسم تشدید شده) دلالت نمیکند؟

۴) اما درباره ی شوراها:دوباره همان آش و همان کاسه، دوباره یک جریان خاص، بر طبل "مظلوم نمایی" میکوبد و تقریبا اکثر عقلای جمع (از قالیباف گرفته تا مشارکت)، بر اشتباهات جریان حاکم انگشت گذاشته اند و به آنها اشاره میکنند.

۵) شاید الان جریان حاکم، بیشترین سود را از هیاهویی که مخالفان به پا کرده اند ببرد... کمی توضیح میدهم:

۶) بودریار در تحلیلش از عصر انفجار اطلاعات حرف جالبی دارد: میگوید این سیل اطلاعاتی که در عصر حاضر به راه افتاده است، باعث شفافیت بیشتر واقعیت نمیشود، بلکه واقعیت را نابود میکند. چون آنقدر حجم اطلاعات سرریز شده به مخاطب زیاد است، که عملا واقعیت را دوبل میکند و ان را از بین میبرد.

۷) ترس من در این انتخابات اینست که این بلا سر منتقدان جریان حاکم بیاید...در واقع اشتباهات  و نقطه ضعف های جریان حاکم آنقدر فراوان است که تاکید دوباره ی منتقدان بر این اشتباهات، عملا این نقطه ضعف را به نقطه قوت تبدیل میکند. ضد تبلیغ، یا به عبارت بهتر انتقاد از جریان حاکم انقدر زیاد و فراوان شده که کم کم در حال بی اثر شدن است....یعنی انقدر این انتقادها زیاد شده که دیگر کمتر کسی به محتوای انتقاد توجه میکند... در واقع این انتقادها - در صورت تکثیر محدود نشده- دیگر فرقی نخواهد داشت با خرده گیری، یا به عبارت بهتر همه ی اینها تبدیل میشود صرفا به حقه ای برای دو رقیب...

۸) و به این ترتیب عرصه ی سیاست تبدیل میشود به یک میدان بازی (کم میشناسید کسانی را که چنین تحلیلی دارند؟) و فقط برای بازیگران این بازی جذابیت دارند... و دیگر حرفهای دو طرف تبدیل میشود به کل کل و حقه و تکنیک و تاکتیک...

۹)در جامعه ای مثل جامعه ی ایران، آیا واقعا سیاست اینجوری است؟ آیا سیاست به نیروهای اجتماعی مربوط نمیشود؟ آیا میتوان در کشوری مثل ایران کنشی غیر سیاسی داشت؟

۱۰) کنشگران اصلاح طلب، به نظر من، نخستین تلاششان باید معطوف به جلوگیری از تبدیل انتخابات مهم شوراها به این میدان بازی باشد، چرا که همه میدانند ایرانی طرفدار مظلومانند.

۱۱) اگر سیاست تبدیل شود به میدان بازی، قطعا کسی برنده میشود که خودش را مظلوم تر نشان دهد...

۱۲) کوتاه کوتاه و جویده جویده...بخشید...فعلا همین جا تمامش میکنم تا بعد...

+ نوشته شده در  جمعه سوم آذر 1385ساعت 0:17  توسط حسین شیخ  | 
Balatarin Donbaleh